با خودم که میشوم تنها
من پر از سوالمو اما..
من چرا چنین تنهام
یا چرا اسیر این غمهام
من چرا چنین هراسانم
و چنین دهم پاسخ
به خدا که خود نمیدانم
و سوالهایی دیگری دارم
من چرا چنین گرفتارم
درغمم، پیچیده افکارم
و همه ز من گله دارند
من مگر چه میخواهم
و جواب میدهم آرام
که نپرس من نمیدانم
و سکوت میکنم هر بار
یک هزار و سیصد بار
......
و سوالهای خاموشی
که هنوز خود نمیدانم
+ نوشته شده توسط عسل پزشکی در دوشنبه سوم فروردین 1388 و ساعت
13:36 |

