
سلامم را تو پاسخ گوی که بی تابم
که بی خوابم
که در فانوس یک شبتاب اسیر دست تاریک شب و روزم
بیا ای آستان خوب باهم بودن و شادی
که چشمان ترم را من به چشمان تو میدوزم
بیا ای یار ای همدم
که بی تو تا سپیده در تب خاموشیه مهتاب میسوزم
+ نوشته شده توسط عسل پزشکی در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387 و ساعت
12:19 |

