توی کوچه زیر باران
می نویسم من به یاران
گونه هایم خیسه خیسه
اشکهایم ریسه ریسه
بر دل من خون شده غمهای دنیا
یار رفته دل شده تنهای تنها
تا خدا من اشک ریزم
چون درختان برگ ریزم
از دل خود میگریزم
بر دو گونه اشک ریزم
خون چکان است این دل من
میمیرد این گل من
این گل احساس پاکم
مرده ای من روی خاکم
توی کوچه زیر باران
می نویسم من به یاران
...
+ نوشته شده توسط عسل پزشکی در شنبه بیست و سوم خرداد 1388 و ساعت
14:19 |
