سر درد لعنتی
دست از سرم بکش
جان میکند تنم زین درد بی امان
می کوبد انتظار بر قلب خسته ام
در این سیاه شب آواری از سکوت
این کیست که در دلم فریاد میزند
نام تو را عزیز؟
بیچاره این دلم صد پاره در غم است
سر درد لعنتی دست از سرم بکش
...
+ نوشته شده توسط عسل پزشکی در چهارشنبه ششم آبان 1388 و ساعت
16:2 |

