
متحیرم
و هنوز در میان خواب بهت زده مینگرم به خود
نمیدانم قلبم کجا گم شد
در کدام فصل رمان عشق بوسه بر لبانم نشست
نمیدانم کدام خواب تو را از من گرفت
اما هنوز گرمای نفسهایت
بی تابی چشمانت
و شیرینی خنده هایت در اعماق وجودم چنگ میزند
متحیرم
بی تابم
بی خوابم
تو را گم کرده ام
نمیدانم قلبم در کدامین فصل پاییز
زیر پای عابران خرد شد
متحیرم
و هنوز
تو را با تمام خوابهای اشفته ات می خواهم
+ نوشته شده توسط عسل پزشکی در چهارشنبه سوم تیر 1388 و ساعت
16:7 |
