صدات پر بغض و گریه پر ز درده
منو بغض صدات دیوونه کرده
نگاهت خیسه خیسه از نم اشک
ستاره میبره بر قلب تو رشک
نمیدونی چرا دنیات چنینه
چرا قلبت همش جفا میبینه
نمیدونی چرا شبهات سرده
چرا سهم دل تو آه و درده
نمیدونم چیه تو اون نگاهت
که میشینه دل من چشم به راهت
نمیبینی منو تو تا همیشه
چرا قلب تو مال من نمیشه
چرا دستای تو،تو دست من نیست
چرا چشمای تو منتظرم نیست
میشینم تا همیشه چشم به راهت
شاید یک روز بشم من تکیه گاهت
+ نوشته شده توسط عسل پزشکی در جمعه هشتم خرداد 1388 و ساعت
11:55 |

