در کنار خاطرات نرم باغ
درمیان این سکوت نرم داغ
تا به آواز شکوفه میروم
تا به اوج آسمانها می پرم
می روم تا به خیال خواب باد
می زنم پل از سکوتم تا به داد
می روم من تا سپیدی های دشت
باز آهویی به خانه بر نگشت
می روم من تا سکوت خواب برگ
پشت آواز اقاقی تا به مرگ
می روم تا آسمانهای نیاز
می کنم با او من رازو نیاز
در سکوت نرم باغ آواز باد
خاطرات کودکی را می نویسم شاد شاد
در نگاه تازه ی هر بوته ای
می زنم فریاد با من بوده ای
در نگاه آسمان تو با منی
در غروب سرد دشت تو با منی
تا نگاهت می کنم تو در منی
تا صدایت می کنم تو بامنی
+ نوشته شده توسط عسل پزشکی در شنبه پنجم مرداد 1387 و ساعت
3:23 |

