سلام دوستان عزیز :
می دونید چی شده ؟ داشتم وبلاگ خواهرم رو میخوندم(گل کاغذی) نظریکی ازدوستان عزیز
وبلاگ نویس رو دیدم ٬ نمیگم ناراحت شدم اما می دونید چیه ؟آدم وقتی یک شعر می گه یک
داستان می نویسه یک چیزی کشف کرده می خواد مثل ارشمیدوس فریاد بزنه یافتم ٬یافتم ٬اما
خب وقتی صدای فریادش رو از تو وبلاگش نمی شنون ناراحت می شه.و قتی دیدم نظری که
اون دوست وبلاگ نویس گذاشته عینا شعر خود من بود چهار تا شاخ در آوردم که چرا شعر
من اما بی نام من؟ نمیدونم ما که باور داریم یه کلمه یا جمله از دکتر علی شریعتی فقط
وقتی معنا پیدا می کنه که با نام خودش زیر نوشت بشه ٬چرا نام شاعران ونویسند گا ن تازه
کار رو زیر نوشت مطا لبشون نمی کنیم ؟ و جملات دیگران رو طوری بر زبان می آوریم
که انگار از روز اول درذهن خود ما ن بوده وهویت واقعی شاعری راکه خلا قیت ذهنیش
را در پس هر کلمه رها کرده از یادمی بریم؟
کاش می شد نام هرشاعرو نویسنده ای که ازکارش خوشمون اومد وبرامون جالبه وازمطالبش
استفاده می کنیم رو هم زیر نوشت کنیم و تو خاطر مون نگه داریم تا اگر روزی معروف شد
به یاد داشته باشیم ما قبل ازدیگرا ن اون روشناختیم و باور کردیم وبرای دیگران ازاشعارش
حرف زدیم . کاش ما جوانان قبل دیگران به این باور برسیم که نبوغ و هویت نهفته در یک
نوشته هرگز از راه ا ستفاد ه کردن از متن نوشته منتقل نمی شه هیچ وقت فراموش نکنیم که
دزد ید ن مطالب وبلاگ دیگران هر چند به ظاهرازلحاظ قانونی بلا مشکله اما آیا ازلحاظ
انسانی وازنظرنویسنده وبلاگ که برای تهیه مطالب وبلاگش زحمت می کشه هم بی اهمیته ؟
در هر حال هر یک از شما دوستان که مایل بودید و خواستید ازمطالب این وبلاگ استفاده کنید
با اینکه هیچ مانعی برای کپی در سیستم وبلاگ به کار نبردم اما لطف می کنید اگر به من هم
بعد از برداشتن متن خبر بدید و اگرمطلبی خواستید که موجود نیست برای من بنویسید تا در
اسرع وقت براتون بفرستم .
با تشکر عسل پزشکی
+ نوشته شده توسط عسل پزشکی در جمعه بیست و هفتم مهر 1386 و ساعت
23:21 |