تبليغاتX
دلی دارم شکسته سر

 در پشت جنگلی بزرگ و در محو ترین قسمت تاریک زمین کلبه ای نورانیست کلبه ی عشق زمان از نگاه رود ها ی پر هیاهو لبریز و تبسم در میان خانه ام غوغایست در کنار آتش گرم تنور بو ی نان تازه و همدمی خوب و صبور دل چه آرام و چه زیبا می شود در نگاه چشمها ی عاشقم غم همانند هزار افسانه در قلب زمان گمنام و تنها می شود تلخ می گردد شبم بی نگاه ماهتاب و چراغ دل من روشن از سوی شهاب چشم بر قلب زمان در پی حادثه ای که تلاقی بکند حس ایمان و یقین تابه یاد آورم این روز خوب که دلم گفت بمن در همه چیز جهان در نگاه عارفان تو فقط او را ببین  خوب می گردد زمان از تب تند زمین می رود رود همچنان سوی محور جهان در صدای ناز آب شادی شب های تار انتظار و نگاهی خسته در تن تند زمان  من چه شاد و سر خوشم پر ز حس خوب و آرام خواب همچو رویای بلند و ریشه دار و ناز ناز کمکمک خواب بلند می شود من باورم می کنم دستیدراز سوی آن رود بزرگ تا بگیرد دست من یا بگیرم دست او تا مرا با خود برد تا ته و اعماق خواب تا خلوص کاملی بی نیاز از احتیاج من وضو خواهم گرفت در تن تاریک اب تا قیامت می روم من چه آسو ده به خواب.

+ نوشته شده توسط عسل پزشکی در یکشنبه هجدهم شهریور 1386 و ساعت 2:20 |

مخالفم و امضاء می کنم سلام خسته نباشید ـ دستتان درد نکند ـ آن زمان که آمریکایی ها لو ح های تاریخی ما را به اسرائیلی ها دادند و آنها هم مانند نخود و کشمش آثار ملی مارا به مزایده گذاشتند دادتان در آمده بود که آی اموال ملی ما راغصب کردند حالا چه شده که چشم بر همین اموال ملی بسته اید و سد سیوند و خوزستان و امثال اینها را به همین آثار ملی ترجیح می دهید ؟چون مقبره کوروش نماد طا غوت است ؟

در این کشور هر روز چیز های عجیبی می بینیم و می شنویم . از تخت جمشید که این همه به آن می بالیم تا چند سال دیگر جز سنگهای نیمه شکسته باقی نخواهد ماند و از پیشینه تاریخی ایران جز خاطراتی که به دنبال آن باید  تا موزه های اروپایی رفت . نه این ایرانی که شما می شناسید و من  با بیست و سه سال سن هنوز نمی شناسمش هرگز روی پای خود نمی ایستد . مگر می شود اجدادمان را محو کنیم و آن و قت بخواهیم خودمان را به جهانیان بشناسانیم؟ ما بدون تخت جمشید  بدون ارگ بم بدون مقبره کوروش و... چه چیزی از گذشته مان برای جلب توریسم داریم؟

هر سال نوروز و تابستان  شاهد خروج مردم از کشور هستیم و اعتراض داریم که چرا به ایرانگردی نمی روند و رفتن به کشور های اروپایی و عربی را ترجیح می دهند .خود شما ترجیح می دهید به پاریس بروید و از موزه لوور  و کلیسای نتردام و برج ایفل دیدن کنید یا به شیراز بروید و از ارگ کریم خان که حالا تبدیل به اداره میراث فرهنگی شده و تخت جمشید که بدون حفاظ در دشتی وسیع رها شده تا هر روز گوشه ای از تاریخش فرو بریزد دیدن کنید ؟

ما جوانانی خواهیم بود بی هویت ملی بی هیچ تعلق خاطری نسبت به خاکی که در آن مسئولین امر پیشینه تاریخی هفتاد میلیون جمعیت را با یک تصمیم گیری یک طرفه بدون توجه به خشم ملی وانزجار ی که در اعمال مردم هویداست اقدام به از بین بردن تاریخ می کنند.

ما هنوز زنده ایم و نظر می دهیم و فریاد می کشیم که ایرانی تاریخ مملکت خود را می خواهد و حفاظت از آن بر عهده شماست . ایران را آباد کنید نه انکه با دست خود اینگونه ویرانش کنید.اگر نمی توانید به آبادی برسید لااقل تیشه ها را بیندازید که ما درختان نو سال جانی در بدن نداریم که  بدون ریشه هایمان به زندگی ادامه بدهیم .

آبادی به دنبال خراب کردن پدید نمی آید . می ترسم از روزی که فرزندان ما در کتابها بخوانند: در ایران بنای تاریخی عظیم و با شکوهی به نام تخت جمشید وجود داشته است  .این روند ادامه خواهد داشت و شما با اجازه دادن احداث این سد اجازه نامه ای  را امضاء کردید که در آن دست درازی به پیشینه  تاریخی ملتی بزرگ به هر دلیلی امری موجه خواهد بود . اگر چنین است ترجیح می دهم بیایند و تخت جمشید و مقبره کوروش و ... را از بیخ و بن بکنند و ببرند ولی در موزه ها و کلکسیون هایشان تاریخ ملتی را حفظ کنند که در آینده نزدیک هیچ هویت و پیشینه تاریخی نخواهد داشت . گو اینکه امروز نیز جوانان غرب زده ای را می بینیم که هویت ملی خود را گم کرده اند .

فردای ایران را چه خواهد شد؟ چگونه ایران را از دست اهریمنان غرب و شرق حفظ می کنیم مگر نه اینکه ما جوانان آینده این کشوریم پس چگونه در حفظ ایرانی بکوشیم که تاریخش در آب غوطه ورست؟ 

                                                                                                                

+ نوشته شده توسط عسل پزشکی در جمعه نهم شهریور 1386 و ساعت 18:17 |

همچون قاصد ک های مهاجر با تنی خسته و با ساقه ای نهیف آرزوهای بزرگمان را در قلب های کوچکمان حمل می کنیم تا روزی که ساقه ی ترد مان از نقاب حادثه جدا گرد د و پرواز را آغاز کنیم تا رسید ن به مرز آرامش و شادی . پر پر ک های کوچکمان را زیر باران خیس و نم دار کنیم و راه عشق را بد ون ترد ید با قلبی مالا مال از آرزوهای فراموش نشده طی کنیم و تا رسید ن به اوج رهایی در باد های ملا یم زند گی ادامه دهیم مسیر سبز سر نوشت را.

+ نوشته شده توسط عسل پزشکی در جمعه نهم شهریور 1386 و ساعت 17:3 |


Powered By
BLOGFA.COM


By: html-codes

var timerID = null; var timerRunning = false; function stopclock () { if(timerRunning) clearTimeout(timerID); timerRunning = false; } function showtime () { var now = new Date(); var hours = now.getHours(); var minutes = now.getMinutes(); var seconds = now.getSeconds() var timeValue = "" + ((hours >12) ? hours -12 :hours) timeValue += ((minutes < 10) ? ":0" : ":") + minutes timeValue += ((seconds < 10) ? ":0" : ":") + seconds timeValue += (hours >= 12) ? " P.M." : " A.M." document.clock.face.value = timeValue; // you could replace the above with this // and have a clock on the status bar: // window.status = timeValue; timerID = setTimeout("showtime()",1000); timerRunning = true; } function startclock () { // Make sure the clock is stopped stopclock(); showtime(); }

JavaScript Codes