در کوران درد های خویش وانهفته غمها را به تو می اندیشم
که تو آخرین سیلاب شادی در تن تاریک شبهای منی
بی تو می اندیشم بی تو می خندم و بی تو مر گی را تجربه می کنم که مرا تا انتهای خود خواهد برد
و بی صدای خنده هایت خواهم شکست در خود
و غروب خواهد کرد خورشید قلبم در دریای بی مهری زمانه
+ نوشته شده توسط عسل پزشکی در دوشنبه هشتم مرداد 1386 و ساعت
18:33 |

