تو آخرین ستاره تو آسمون شبهام
تو آخرین بهاری تا ته تاریکیام
تو آخرین نسیمی میان بوته زاران
تو آخرین صدای ریزش نرم باران
تو رویش ستاره تو قلب تاریک شب
افتادن شهابی از آسمون امشب
تو آخرین نگاهی به سنگ کوچک باغ
تو یک نسیم سبزی میون آفتاب داغ
|
تو آخرین ستاره تو آسمون شبهام تو آخرین بهاری تا ته تاریکیام تو آخرین نسیمی میان بوته زاران تو آخرین صدای ریزش نرم باران تو رویش ستاره تو قلب تاریک شب افتادن شهابی از آسمون امشب تو آخرین نگاهی به سنگ کوچک باغ تو یک نسیم سبزی میون آفتاب داغ
+ نوشته شده توسط عسل پزشکی در یکشنبه سی و یکم تیر 1386 و ساعت
22:39 |
نی لبک تنها و خاموش گشته چون من فراموش در ته تاریک دنیا بی نگاه و بی تمنا می کند خود را کماکم گم در این تاریکی شب کاش جادوی دلی را می زدم فریاد با او تا که از تنهایی من آتشی گیرد نگاهش کاش این بازیچه خوب می نواخت آواز غم را تا ته تنهایی من می کشید فریاد هر بار. + نوشته شده توسط عسل پزشکی در شنبه سی ام تیر 1386 و ساعت
23:44 |
كيست در بى صدايى مهتاب كو كجاست آشنا با شبتاب مى فشارد تيغ زهر آگين درد بر گلو خونين و وهم انگيز و سرد درد ها بنهفته در اعماق من رازها ناگفته در اسرار من كو كجاست آن آشناى دير پاى گمشده در غربت سرد زمين من رها در آخرين پائيز دل بى تبسم بى خيال آزاد و ول در به در دنبال كابوس سياه مي خوانم مى جويم مرگ را كو كجاست آن آخرين دستان گرم يا كجاست آن نغمه هاى نرمه نرم
+ نوشته شده توسط عسل پزشکی در جمعه بیست و نهم تیر 1386 و ساعت
16:19 |
![]() ![]() قافله تشنه لبان آمد از راه کویر با زنان و کودکان با سپاهی بس طویل روز بود و آفتاب و تشنگی کوکان در خیمه سوزان از عطش گریه و ناله و لبهای ترک بر داشته آمد عباس سپهدار سپاه مشک های خالی از خیمه گهان بر داشته القمه می کند از دور صدا که نیا،یا ابوالفضل نیا القمه گشته اسیر رسد از دور سواری چون شیر مشک ها می کند از آب سراسر سیراب می کنند سوی او نیزه ها را پرتاب القمه می گرید و زمین می بندد هر دوچشمش ز جهان تا نبیند که بیافتد ز اسب این سپهدار جوان کودکان می گریند شاید اینبار به آب دیده لب زخمی و ترک برداشته گیرد آرام و عطش بر دارد دست از روی دل واز لب خون آلوده می کشند چشم به دور پرچمی می رقصد دست عباس جوان جامانده پرچم اما هنوز . . . بر بلندای زمین افراشته + نوشته شده توسط عسل پزشکی در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386 و ساعت
1:19 |
|
By: html-codes var timerID = null; var timerRunning = false; function stopclock () { if(timerRunning) clearTimeout(timerID); timerRunning = false; } function showtime () { var now = new Date(); var hours = now.getHours(); var minutes = now.getMinutes(); var seconds = now.getSeconds() var timeValue = "" + ((hours >12) ? hours -12 :hours) timeValue += ((minutes < 10) ? ":0" : ":") + minutes timeValue += ((seconds < 10) ? ":0" : ":") + seconds timeValue += (hours >= 12) ? " P.M." : " A.M." document.clock.face.value = timeValue; // you could replace the above with this // and have a clock on the status bar: // window.status = timeValue; timerID = setTimeout("showtime()",1000); timerRunning = true; } function startclock () { // Make sure the clock is stopped stopclock(); showtime(); }JavaScript Codes |